مَنِ استَوى یوماهُ فَهُوَ مَغبُونٌ
هر کسى که دو روزش مساوى باشد (و روز بعد بهتر از روز قبل نباشد) مغبون است.
(بحار الأنوار،ج 78،ص326،ح5)
عِزُّ المُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ.
عزّت مؤمن در بىنیازى او از مردم است.
(بحارالأنوار،ج75،ص 109،ح12)
کُونُو دُعاةً للنّاسِ بِغَیر اَلسِنَتِکُم لِیَرُوا منکُم الوَرَع و الاِجتهادَ و الصَّلاة و الخیر فَانَّ ذلکَ داعیةٌ
مردم را با غیر زبانتان بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش و نماز و خوبی را ببینند زیرا این امور آنان را به سوی حق فرا می خواند
(جهادالنفس،ح195)
لا یکون الصدیق صدیقا حتى یحفظ اخاه فى ثلاث:فى نکبته و غیبته و وفاته.
دوست اگر در سه مورد دوستش را حمایت نکند دوست نیست:در شدت و گرفتارى او ، در غیبت وى و پس از مرگش
(نهج البلاغه)
عَلیکم بِالدِرایات لا بالرّوایات
برشما باد به فهمیدن، نه نقل کردن
(میزان الحکمه،ح ۳۳۵۵)
اِذا رَاَیتُم الرَّجُل لایُبالی ما قال و لا ما قِیلَ لَهُ فَهُوَ شِرکُ الشَّیطان
هرگاه دیدید که مردی باکی ندارد که چه می گوید و چه درباره اش گفته می شود،چنین کسی شریک شیطان است
(جهادالنفس،ح687)
أحسن الناس إیماناً أحسنهم خلقاً و ألطفهم باَهله، و اَنا اَلطفکم باَهلى
نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلقترین و با لطفترین آنها نسبت به اهل خویش است
(عیون اخبار الرضا2، 38)
الغنى الاکبر الیأس عما فى ایدى الناس
بى اعتنائى و امید نداشتن بدانچه در دست مردم است بزرگترین توانگرى است.
(نهج البلاغه)
عبدٍ مُومن الّا وَ فی قَلبهِ نُورانِ نورُ خیفَةٍ و نُورُ رَجاء
هیچ بنده مومنی نیست جز اینکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امید
(جهادالنفس،ح104)
من لم یتّق وجوه الناس لم یتّق الله
آن که از مردم پروا نکند، از خدا نیز پروا نمى کند
(بحارالانوار،ج۷۱،ص۳۳۶)
ان الایمان افضل من الاسلام بدرجة, والتقـوى افضـل مـن الایمان بدرجة و لم یعط بنوآدم افضل من الیقین.
ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.
(تحف العقول، ص445)
الثقة بالله ثمن لکل غال و ُسلّم الى کل عال
اعتماد به خدا بهاى هر چیز گرانبها است و نردبانى به سوى هر بلندایى
(بحارالانوار،ج۵ص۱۴)
لایغش العاقل من استنصحه
خردمند به کسى که از او نصیحت مى خواهد، خیانت نمى کند.
(تحف العقول ص ۱۶۶)
(جهاد النفس ح 355)
(جهاد النفس ح 550)
(جهاد النفس ح 187)
من کان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر
هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد ، مصائب دنیا بر وی سبک آید ، گر چه تکه تکه شود .
(تحف العقول ، ص 511)
خذوا الکلمه الطیبه ممن قالها و ان لم یعمل بها
سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .
(بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 170)
ثلاث من کن فیه لم یندم : ترک العجلة ، و المشورة ، و التوکل علی الله عند العزم
سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشمیان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن ، 3 - و توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری .
(مسند الامام الجواد ، ص 247)
آفَةُ الدِّینِ الحَسَدُ وَ العُجبُ وَ الفَخرُ
آفت دینداری حسد و خودبینی و فخر فروشی است.
(جهاد النفس ح 545)
مَن عَمِلَ بما افتَرَضَ اللهُ عَلَیهِ فَهُوَ مِن خَیر النَّاس
کسی که به آنچه خداوند بر او واجب ساخته عمل کند از بهترین مردمان است.
(جهاد النفس ح 237)
الإصرار علی الذنب أمن لمکر الله " و لا یأمن مکر الله الا القوم الخاسرون "
اصرار بر گناه آسودگی از مکر خداست ، " و از مکر خدا آسوده نباشد جز مردمی زیانکار " .
(تحف العقول ، ص 480 )
أکمل الناس عقلا أحسنهم خلقا .
عاقل ترین مردم خوش خلق ترین آنهاست .
(اصول کافی ، ج 1 ، ص 27 )
لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر
کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود.
(جهاد النفس ح 569)
(مسند الامام الجواد ، ص 244)
(جهاد النفس ح 281)
(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 321 )
(کنز العمال ، ج 7 ، ص 285 ، ح 18897 )
لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.
(بحار الانوار، ج 44، ص 192 )
(جهاد النفس ح 528)
(جهاد النفس ح 547)
(جهاد النفس ح 524)
کَفَی بالنَّدَم تَوبَهً.
پشیمانی از گناه برای توبه کافی است
(جهاد النفس ح 770)
لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .
عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق .
(بحار الانوار، ج 78، ص 127 )
من حسنت نیته ، زید فی رزقه
هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .
(بحارالانوار ، دار احیاء التراث العربی ، ج 75 ، ص 175)
التواضع أن تعطی الناس ما تحب أن تعطاه
فروتنی در آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند .
(المحجة البیضاء ، ج 5 ، ص 225 )
العقوق یعقب القلة و یؤدی الی الذلة
نارضایتی پدر و مادر ، کم توانی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می کشاند .
(مسند الامام الهادی ، ص 303 )
سِتَّهٌ لَا تَکوُنُ فِی المُؤمِن العُشرُ وَ النَّکَدُ وَ اللَّجَاجَه وَ الکَذِبُ وَ الحَسَدُ وَ البَغیُ.
شش چیز در مورد مومن وجود ندارد : دشواری(بدخویی) و کم خیری و لجاجت و سرسختی و دروغگویی و حسد ورزیدن و ستم کردن.
(جهاد النفس ح 496)
أکبَرُ العَیب أن تَعیبَ مَا فِیکَ مِثلُهُ
بزرگترین عیب آن است که آنچه را که مانند آن در خودِ توست عیب بشمری.
(جهاد النفس ح 336)
مَن تَعَصَّبَ أو تُعُصِّبَ لَهُ فَقَد خَلَعَ ربقَهَ الإیمانَ مِن عُنُقِهِ.
کسی که از چیزی ترفداری مصرّانه و نابجا کند یا اینکه از جانب دیگران به نفع او طرفداری نابجا شود ( و او خشنود باشد ) محققاً که ریسمان ایمان را از گردن خویش باز کرده است
(جهاد النفس ح 558)
مَا قَلَّ وَ کَفَی خَیرٌ مِمّا کَثُرَ وَ ألهَی
آنچه اندک باشد و کفایت کند، از آنچه که فراوان باشد و [آدمی را به خود] مشغول سازد بهتر است
(جهاد النفس ح 631)
ثَلاثَ مَن کن فیهِ لَم یندَم: تَرک العَجلَة وَ المَشوِرَة وَ التَوَکلِ عَلی اللهِ عِندَ العِزَم
سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند، پشمیان نگردد: 1. اجتناب از عجله 2. مشورت کردن 3. توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیری
(مسندالامام الجواد ص 247)
اتقوا فراسة المؤمن فَإنه ینظر بنور الله
از فراست مؤمن بترسید که چیزها را با نور خدا می نگرد.
(سنن ترمذی، کتاب تفسیر القرآن، ح 3052)
بسم الله الرحمن الرحیم أقرب الی اسم الله الأعظم من سواد العین الی بیاضها
نسبت بسم الله الرحمن الرحیم به اسم اعظم خدا ، از سیاهی چشم به سفیدیش نزدیکتر است .
(تحف العقول - ص 517)
آفَهُ الحَسَب الاِفتِخَارُ وَ العُجبُ.
آفت شرافت و بزرگی ، به خود نازیدن و خود بزرگ بینی است
(جهاد النفس ح 709)
اعرف الموده فی قلب اخیک بما له فی قلبک
دوستی قلبی برادرت را از اندازه دوستی قلبی خودت نسبت به او بفهم.
(تحف العقول ، ص 304)
کُلَ مُقتَصَر عَلَیهِ کاف.
هر مقداری که بتوان بر آن اکتفا نمود کافی است
(جهاد النفس ح 635)
أقبل علی شأنک، فإن کثرة الملق یهجم علی الظنة، و اذا حللت من أخیک فی محل الثقة فاعدل عن الملق الی حسن النیة.
از این کار خودداری کن که تملق بسیار، بدگمانی به بار آورد و اگر برادر مؤمنت مورد اعتماد تو واقع شد، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان ده.
(مسند الامام الهادی، ص 302)
اذا أرادَ الله بِعَبد خَیراً فقهه فی الدین وَ زَهده فی الدُنیا وبَصره عُیوبه
وقتی خداوند برای بنده ای نیکی خواهد ، وی را در کار دین دانا و به دنیا بی اعتنا سازد و عیوب وی را بدو بنمایاند .
(کنز الاعمال، جلد 10، صفحه 137)